ملا شيخعلى گيلانى

59

تاريخ مازندران ( فارسى )

آخر سيد شمس الدين وى را گرفته ، در قلعه‌اى محبوس ساخت و خود در آن حين وفات يافت . مير كمال الدين بن مير شمس الدين قائم‌مقام شده ، آقا رستم روزافزون كه بعد از فوت مير شمس الدين از حبس خلاص گشته بود ، مير كمال الدين را كشته ، خود مستولى شد . مير عبد الكريم بن مير عبد اللّه مقتول ، در واقعهء پدر چهار ساله و در اردوى سلطان ابو سعيد گوركانى بود . كارگيا سلطان محمد بن كارگيا ناصر كياى والى گيلان وى را طلب داشته ، با لشكر به مازندران فرستاد . چندين كرت ميان او و سيد زين العابدين عادلى [ جنگ ] رد و بدل شد . بعد از عادلى با امير شمس - الدين - برادرش - نيز به دستور منازعت مىبود . نوبتى مير شمس الدين را اخراج كرده ، مدتى ساكن هزار جريب بود يعنى مير شمس الدين . آخر مملكت ميان مير عبد الكريم و مير شمس الدين سمت اشتراك پذيرفت . مير عبد الكريم فى سنهء اثنى و عشرين و تسعمائه وفات يافت . مير شاهى بن مير عبد الكريم قائم‌مقام گشته ، آقا محمد بن آقا رستم روزافزون وى را اخراج كرده . او به درگاه شاه طهماسب رفته ، با احكام حكومت معاودت مىنمود و در اثناى راه فى سنهء تسع و ثلثين و تسعمائه در دماوند مظفر بيگ‌تركمان - ملازم آقا محمد روزافزون - وى را به قتل رسانيد . مير عبد اللّه ابن مير سلطان محمود بن مير عبد الكريم « 1 » از پرتو دولت شاه طهماسب والى شد . اما چون بغايت سفاك بود معزول شده ، مير سلطان مراد خان بن مير شاهى بن مير عبد الكريم كه به شيوهء رضية اخلاق اتصاف داشت و عمهء خان احمد خان - والى گيلان - در حباله‌اش بود ، به جاى مير عبد اللّه خان منسوب گشت و مير

--> ( 1 ) - اصل : مير عبد اللّه بن مير سلطان محمود بن مير عبد الكريم بن مير سلطان محمود بن مير عبد الكريم .